
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
*یه معذرت خواهی بزرگ به تعداد ساعتایی که نبودم!!!!
*چقدر خوبه که امسالم ماه رمضان هستیم.نمی دونم چرا سحرای ماه رمضون یه حس دیگه ای داره!از چند نفر دیگه هم اینو شنیدم!حتما یه خبراییه!
.آقاهه!می گفت نگید رمضان آمد.بگید ماه رمضان آمد.یادمون باشه...
*این دو ماه اخیر خیلی زود گذشت...
*مسجدمون خیلی با حاله!!!صبحا ۴ نفر خانوم میان ۲۰-۳۰ نفر آقا!!!!تازه قاطی هم هست!!!!همشم خانوما رو می فرستند عقب.می گم خوب وصل نیست.بالاخره چند نفر اومدند جلومون.خیلی بده آ.خوب چی می شه بالا رو باز کنند؟جالبه.قبلش فقط ۲ نفر خانوم بودند با ۶ نفر آقا.خیلی خوبه که همه میان.خیلی خوشحالم!!!
*ظهر یه دختره اومده بود.به قول ماها قرطی(قرتی؟).همش نگاش می کردم!بهش لبخند می زدم.یه دفعه گفتم شاید ناراحت شه خوب.خدا کنه ناراحت نشده باشه.خیلی دوسشون دارم.حس می کنم خدا یه جور دیگه نگاهشون می کنه...وای ...تجربشو دارم.آخه منم یه مدت خیلی لنگ می زدم!خدا رو شکر.نمی دونم تجربشو دارید یا نه.ولی وقتی اومده بودم این وری.خدا خیلی تحویلم گرفت.(همیشه وقتی یه کاری می کنم که گناهه!بعدش پشیمون می شم.خیلی ناراحت می شم!همین که احساس می کنم خدا دیگه ازم خیلی ناراحت شده!یه جوری همه چیو جور می کنه که ...بگذریم)خدا خیلی دوسمون داره!
!
*مامانم همیشه وقتی با یه نفر خاص صحبت می کنه،متحول می شه میاد مسجد.یه مدت هر هفته شنبه ها می دیدش،همش میومد.
*می خواستم اینترنت اکسپلورر رو باز کنم هر چی می گشتم پیداش نمی کردم.غافل از اینکه نشانگر موس روی اون بود.بلافاصله بعدش این به ذهنم اومد که ما فکر می کنیم برای پیدا کردن خدا باید جاهای دیگه رو بگردیم.غافل از این که اون همین جاست.چون همیشه بوده نمی بینیمش...
*دیگه من معروف شدم!هیشکیو نمی شناسم دیگه!!!!اومدن از مسجدمون فیلم گرفتند!!!
.از همون برنامه هه شبکه ۶ اومدن.گفتند فردا نشون می دند!فردا مسجد خالی می شه!!!!
من که ندیدم.ولی اونایی که دیدند گفتند که خانوما بر عکس خیلی وقتا هماهنگ بودندُ.منم دیدم که ساکت بودند و خلاصه همونی بودند که باید.
*سر غذا یکی از خانوما که فکر کنم تا حالا ندیده بودمش فحش خیلی بدی داد.همشم می گفت شماها به مردم نمی دیدُهمشو می برین ده تا ده تا برای خونوادتون!دوست داشتم براش توضیح بدم ولی نمی ذاشتند.می دونم رفتارش درست نبود. ولی تقصیر ما بود.خیلی بد شد.با ناراحتی و عصبانیت رفت از مسجد.
.بعد از این که رفت بهش گفنتد بی حیا!!!!یه جورایی این وریا هم مقصر بودند.خیلی بدم میاد دروغ می گند.اه.هی میگند غذا تموم شد.بالا جا نیست.منم بدتر از اونا.خوب آخه نمی شه به پسره بتوپی که!می بینی چه جوری خودمو خلاص می کنم.متاسفم
*این جای این آهنگرو دوست دارم..."سرم به زیر و شکسته دل،تو دیده پر ز حیا گشته..."کلشو دوست دارم ولی...
*یه جایی یکی گفت که این همه می ریم جمکران که آقا رو ببینیم و ... .حالا اگه گناه نکنیم خود آقا میاد دیدن ما!
*چند روز پیش رفتیم قم و جمکران.یه خانومه جا موند.البته وایسادیم اومد!من اون موقع خواب بودم
.

چقدر آسمونش گرفته است!نه؟مثل دل گرفته خیلیا.
اللهم عجل لولیک الفرج
چقدر امروز حرف زدم!این روش!
داشتم عکس مسجد سرچ می کردم.خوردم به مسجد گوهر شاد!گفتم اینم بگم.اگه جور شه،شبهای قدر بریم مشهد.(۱۰ روز می مونیم نگران روزمون نباشد!!!).با این که دعا ابراز بندگیه نه ابزار زندگی،دعام کنید قسمت بشه برم.قول می دم اونجا به یادتون باشم حداقل.باشه خوب به نیابت از همتون نماز زیارتم می خونم.الکی الکی چه امید دارم که برم!!!
التماس دعا
یا علی...
+ نوشته شده توسط روسیاه در یکشنبه یکم شهریور 1388 و ساعت
0:42 |